من لیلی توام
خوشا آن دل که پی هر نظر نرود...
حوصله ام که سر می رود حتی نمی دانم تو را دوست داشتم یا نه؟ راستی تو که هنوز مرا به خاطر داری نه؟ منم لیلی! فکر نمیکنم نه فکر نمیکنم تو مرا از یاد برده ای .... تنهایم گذاشتی نیستی جای خالی ات را حس می کنم دلم تنگ چشمان زیبای توست. تنگ صدای دلنشینت. وقتی تو با من قهر میکنی وقتی ما با هم قهریم من و آسمان با هم گریه می کنیم. باران که می آید دلم بیشتر تنگ می شود. حقش نبود غربت را تو و این شهر غریب هدیه دلم کنید. نامردی بود! نبود؟ نمی داند چه نیاز هایی دارم شاید مرا نمی فهمد تنها هستم دلم تنگ است نمی داند نمی فهمد. تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هر چه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوست تر از آنکه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه دارا ترم درد تو را از همه درویش تر هیچ نریزد بجز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و فن عشق به شعرم ببخش تا نشود قافیه اندیش تر
| Design By : Mihantheme |


